۱.
جاده هم شبیح فلق
مات و چسبناک ...
به من انگشت بزن
تا از درز استخوانم
چاربست جهانم
بغض
فقط بغض بریزد
2.
حال من
برگ های پریود است
توت های رنگ پریده
-بوته ی لاله عباسی را کندیم
گل نمی داد
شده بود فقط دانه وُ نگاهش به هوا ...
آه پرنده های سفید
پری اگر از شما خون شد و بر خاک ...
حال من برگ های خشک است
ذرات سرخم
با هر گام صدایی
میل انفجار می کند