هیچوقت اهل سیاست بازی نبوده ام، سرزمینم را دوست دارم جایی که مرا دوست ندارد دوست دارم، جایی که تا چشم باز کردم می خواسته مثل ننگ و رسوایی قایمم کند، جایی که همیشه گوشزد می کند جنس ضعیف دومم، اه، یکی به من بگوید روسری و اینهمه پارچه از ابتدای خلقت با من بوده؟ خدای من، موهای من گناهکار طبیعی اند؟
اینجا دنیا اومدم و بزرگ شدم ولی تا حالا اینموقع سال بارون ندیده بودم خیلی عجیبه بارون تو شهر من اواخر اردیبهشت.
بزن بارون بوی آشناتو رو لباسای خسته ی من .
بذار بوی تو یادم بیاورد صدای خیسی زمزمه می کند: «قرار ما هرجا که بارون شدیدتره»... بزن، بزن بیشتر، شدیدتر، بیشتر،که قرار است توی اشک تو کسی از راه برسد فقط برای بوسیدن لب خیس وسوسه انگیزم و بعد خداحافظی کند برگردد شهرش. و یادم بیاید عادت نکنم به هیچ قشنگ یا زشتی. بزن بارون، قرار است کسی در بزند، در تو برقصم، روسری ام باد ببرد، سیل بچرخد، باد کِل بزند و یادم بیاید که چقدر دلم گرفته است. بزن که آمدنِ تو هیچوقت نابهنگام نیست حتی اردیبهشت، حتی انتظار بیهوده ام برای زنگ در.
به تولد من
به زنده گیم
به بودنم
ضعفم
ناتوانیم
مرگم
کسی می گوید «آری»
به من
به تو،
و از انتظارِ طولانیِ شنیدنِ پاسخِ من
شنیدنِ پاسخِ تو
خسته نمی شود.
در من فریادی لانه کرده است
شبانه پر می کشد به بیرون
تا با چنگ و دندان چیزی برای عشق ورزیدن بجوید.
من می ترسم از این وجود تاریک
که خفته است در من.
تمام روز چرخش نرم پرهای پلیدش را احساس می کنم.
ابرها می گذرند و پراکنده می شوند
آیا چهره های عشق اند، آن رنگ پریدگانِ بی بازگشت؟
برای همین است آیا که دل آشفته ام؟
«سیلویا پلات»

خودشو،نمی شه
آخه هیچی به درازی شب و شب به درازی روز و روز به
وحشتناکی صبح و صبح ترسناکتر از سکوت چشم تو نیست دل
من می خواد لختی باد باشه تو تن نخلا هرم آواز بشه کسی که
شعار میده برا یه دختر زشته مست کنه
خبر نداره مثل پیاده روی کنار ساحل از ویسکی های گیجی
که هرشب به دل آب می زنن، مثل
قدمای رهگذرا که خبر از دل گرفته اسیر عادت پیاده رو، مثل
ماه از گریه ی بی حساب موج وچه دل من می خواد ماهو
ببوسه با همه ی لبای دنیا دل من دوست نداره نگاهتو بی حرف
که زندگی ته دنیا گیر می کنه و هیچکی بلد نیست نفس بکشه
دل من می خواد بذار جیغ بزنه خودشو، نمی شه شور نگامو
قاطی چشمت می کنم و همه ی لبای عالمو به وسوسه ی بوسه
بشکافم دل من بذار یادش نره چه با تو چه بی تو خیلی وقته
به دل مست آب زدم.