تبليغاتX
اکسیر

به نظر تو،

اگر سرم را ماشین کنم

قانون می گذارد روسری ام را درآرم

دریا رکیکم می کند

لختِ لخت

من هیچیم نیست   تنها،

بغض عالم که زیرِ گلوم گره

می شود قضیه ی ساق شکسته، دل شکسته

.....................

 

 

پ.ن: اگه وزنشُ به هم نریختم حتمن:

دل شکسته به ساق شکسته می ماند

که با نوازش دستی برآورد فریاد

 

 

+ نوشته شده در  86/06/22ساعت 10:20  توسط کیمیا زیرائی  | 

 

 

+ نوشته شده در  86/06/22ساعت 10:13  توسط کیمیا زیرائی  | 

قبلن نمی دونستم فردا نمی رسه

هنوز هم امید دارم،

بختک صبح که افتاد به حیاط،

اگه باز دیدم فردا نیست

جمع جور کنم برم دنبالش

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/06/20ساعت 19:11  توسط کیمیا زیرائی  | 

تحمّلی که این پا آن پا می کند بگذار لای جرز

اگر موج می گویم

شور می زنم

به حواس کلافه ی آب

تا برسی ببری    یا

ببوسیَ م

 

 

+ نوشته شده در  86/06/14ساعت 18:49  توسط کیمیا زیرائی  | 

 

 

دست بردار

من نه هوسی دارم

نه شعری

کی نفرینم کرد

که همیشه

ناجورم

و دستُ دلم

تو حنا

 

 

+ نوشته شده در  86/06/13ساعت 1:48  توسط کیمیا زیرائی  | 

مثل وقتی دزدکی نگاه کسی کنی یهو  مچت را بگیرد

سر کوچه،

همیشه غافلگیرم

سایه هایی،

که دنبال خوشگلی ام تا اینجا کش آمده

 به فقر خاکی کوچه

به ریش هفت جدّم می خندد

 

 

+ نوشته شده در  86/06/05ساعت 2:6  توسط کیمیا زیرائی  | 

دلتنگِ لوازم آرایش بی کارم

صدایی افتاده در من،

که می خواهد،

 سلام یک حادثه باشد

من هیچ نمی خواهم

و منتظرم کسی هُلم دهد تهِ ته

صداییست اما

از نمی دانم کجا،

:هی

هوی

کیمیا...

 

 

+ نوشته شده در  86/06/01ساعت 1:13  توسط کیمیا زیرائی  |